صفى الدين محمد طارمى

341

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

پس اين رعايت خداى تعالى است نيكى عباد خودش را ، و كسى را كه نورانى گردانيده باشد خداى تعالى بصيرت او را به نور هدايت خود و مطّلع گردانيده باشد او را بر سرّ قدر و احوال اعيان قبل از وجود ، « 1 » مىداند آنكه حال قسمتها در قلّتش و كثرتش بعينه مثل حال آنهاست در هدايت و ضلالت ؛ پس عطا نكرده است آنها را خداى تعالى غير آنچه اقتضا نموده‌اند او را ؛ اين مقتضاى حكمت و عدل اوست . « و آنكه معاينه كنى در جذب او حبل وصال را ؛ » يعنى در جذب حقّ عبد خود را به سوى خود به توفيق دادن از براى طاعت و قيام به حقّ عبوديت سبب تقريب را ؛ پس به درستى كه « حبل » سبب و اصل است ميان دو چيز ، فرموده است خداى تعالى كه : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً « 2 » يعنى ( اعتصام كنيد به حبل خداى تعالى جميعا ) به طاعت و عمل به قرآن ؛ و « وصال » قرب است ؛ پس كسى را كه توفيق دهد او را خداى تعالى از براى طاعت خود ، بتحقيق نزديك گردانيده است او را . و معاينه نمىتوانند كرد اين را مگر مكاشفون از اهل بصيرت . و الدرجة الثالثة : بصيرة تفجّر المعرفة ، و تثبت الإشارة ، و تنبت الفراسة . ( يعنى : بصيرتى است كه روان مىگرداند معرفت را مثل آب و ) فرمود قدّس سرّه كه : « روان مىگرداند معرفت را » از براى آنكه معرفت نمىباشد مگر موهبتى از خداى تعالى و حاصل نمىشود به كسب ؛ و « بصيرت » كاسب است هر چيزى را كه در عالم علوى است به عيان و شهود از حقايق و معارف ، نافذ است در غيب به سوى افق اعلا . پس مشاهده مىكند چيزى را كه در آنجاست ، و نافذ نيست در غيب ذات احديت كه او غيب الغيوب است ؛ پس فايز نمىشود به معرفت حقّ ، ليكن آماده مىكند ( و استعداد مىدهد ) قلب را از براى قبول معرفت حقّ به معارف اسمائيه در حضرت واحديت ؛ پس روان مىشود معرفت حقيقت از عين احديت

--> ( 1 ) . اصل : - قبل از وجود . ( 2 ) . آل عمران / 103 .